ادامه مطلب
جشن حاملگي يون سنگ در پست جشن براي سوک ون کار شده است .
افسر مين هنگام بردن کيسه عشقه ها :
من فقط قلب تو رو با خود میبرم
کنگ داگو هنگام برداشتن عشقه :
ممکنه دزدیده بشه
بانو مين خطاب به بانوان دربار :
آیا اگر شاه دفعات بیشتری به اون سر میزد
شما هرگز اینقدر گستاخ میشدید که حتی برای
اون غذا آماده نکنید؟
چنگ خطاب به بانو مين :
Madam, you are a bird of eight colors
بانو، شما یک پرنده هشت رنگ هستید (همه کارهاید؟)
يون سنگ خطاب به يانگرو :
و از اونجایی که من در حال حاضر فرزند شاه
رو در شکم دارم
ملکه خطاب به بانو چوئي :
من شنیدم که بانو "لی" باردار هستند
بانو چوئي خطاب به گيوميونگ :
نمیدونم چرا این اتفاقات داره میافته
من تلاش بسیاری کردم که شاه به سمت اون زن نره
اون الان "سوک-ون" هست؟
يون سنگ خطاب به يانگوم :
یانگوم، تمام اینها به خاطر اینه که تو برگشتی
حتی اولین باری که شاه رو ملاقات کردم
به تو فکر میکردم
یانگوم، تو میتونی مراقب من باشی؟ مگه نه؟
بله، فکر کنم من بتونم یک بانوی پزشک
رسمی بشم ...
نه یک دستیار و در اون صورت
اجازه اقامت پیدا کنم
انتصاب پزشکان :
تمامی بانوان دستیار پزشک، وظایفشان
را انجام دادهاند
پس اونها به سمت بانوان پزشک رسمی منصوب میشوند
یانگوم گفت که گلو و شانههای ایشون درد میکنه
به همین دلیل بهشون دارو میدهیم
1 – موسيقي بسيار زيبايي که در چند پست قبلي صحبت شده بود ( دلگيرترين ) ، در پخش تلويزيوني به طور کامل تغيير داده شد ( اين سکانس بسيار زيبا تبديل شد به ... )
2 – فاحشه = پيشخدمت
3 – مشروب = معجون
و ساير تغييرات به روايت تصوير










