تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - شرح قسمت بیست ودوم

تلخ .........................................سخت...................................تلاش........................امید

تلخ:

متاسفانه بانو یانگ به علت بیماری در اتاق بانوی((دیو صفت)) منشی های سلطنتی از هوش می رودو بانو هن بانو یانگ را بر دوش می گذارد واز اتاق خارج میشود.ودر اتاق خود قرارمیگرند.به رسم قصر متاسفانه ماموران کاخ باید ایشانرا به وسیله برانکار(حمل چهار نفری مریض)ازقصر خارج سازند. در این راه بانو هن خواستار همراهی ایشان میشوند که بانو یانگ طی صحبت هایی بشدت مخالفت کرده وبه بانو هن گوش زد می کند که شما بانوی اول دربار هستید وباید محکم و استوار باشید در چنین موقعیت هایی  به عنوان بانوی و کتاب مخصوص بانوان اول را که در دست یازده بانو قبل بوده به عنوان دوازدهمین بانوی اول به ایشان می دهد.بانو مین و چانگ از رفتن بانو هن متاسف شده وبانو هن از آنها باتاکید می خواهد که به بانو هن کمک کنند.بانو هن  با حالت بغض آلود که دارد به دلیل اینکه نمی تواند با ایشان برود از یانگوم ویونسینگ می خواهد که بانو یانگ را همراهی کند و باعث شوند که او احساس تنهایی نکند. و بلاخره بانو یانگ بانوی دوست داشتنی دربار بعد از رنج و غذاب هایی که طی این چند سال کشیده از قصر خروج داده می شود .بانو هن واقعا از ناراحتی در هم شکسته از طرفی خبر رفتن بانو هن به گوش بانو چویی و مسول بانوان می رسد                                                                          22

2   3   4                                                                         

سخت ودردناک:

 اما مسول بانوان اول قصد متقاعد کردن مادر شاه را دارند و بانو چویی  میخواهد که ایشان از مادر شاه بخواهند که با خواسته ی بانو چویی(که خدا لعنتش کند) موافقت کند.بهانه خبر خروج بانو یانگ  به علت وخیم شدن و واگیر داربودن !!باعث می شود تا مسول بانوان به نزد مادر شاه رفته و بیماری بانو یانگ را بهانه قرار داده و به مقصود خود در زمینه آماده کردن ذهن مادر شاه برای خواسته ی خود مبنی برکنار گذاری بانو هن به خاطر شرکت نکردن در مسابقه برسد و از خواسته همه بانوان به دلیل قبول داشتن بانو چویی و اطلاعت کردن از بانو چویی و فرمان نبردن از دستورات بانو هن تا زمانی که بانو چویی به سمت بانوی اولی برسد وچون بانو چویی اصیل نیستند بگوید.

                                                                  22

بانوان اول در اقدامی ناعادلانه وبا وعده و وعید دادن بانو چویی به آنان حتی به ایشان در پختن غذا هم کمک نمی کنند و اجازه نمی دهند که ایشان غذایی که پخته اند را نزد شاه جهت ارائه و توضیح غذا ببرد و در پشت اتاق پادشاه نگه می دارند و از داخل شدن بانو هن جلوگیری . بانو هن را با بی احترامی خرد کردند.پادشاه از نبود بانو یانگ می گوید و مسول بانوان از رفتن ایشان به دلیل اتمام کاربانو هن و مریضی ایشان خبر می دهد.پادشاه هم دستور می دهد تا پزشک ماهر قصر خودبرای معالجه نزد بانو هن رفته چون این امر کمترین کاری که برای بانو یانگ انجام می دهند

22

22

22

22

 باور کنید نوشتن این صحنه درد آور است .داگ جو و همسرش همرا ه با پزشک دربار به منزل بانو هن می آیند اما پزشک بعد از معاینه  از مرگ بانو یانگ خبر میدهد.......پزشک هم بعداز بازگشت به قصر خبر مرگ بانو یانگ را به عالیجناب می دهد.بانو یانگ قبل از مرگ خود در صحبتی که با یانگوم داشت از این که در قصر پراز نیرنگ زندگی و فعالیت می کرد ابراز پشیمانی می کرد و از یانگوم خواست تا او را در مکانی به غیر از نیرنگ وحیله باشد آزاد و رها کند...... .بانو هن پس از شنیدن خبر مر گ بانو هن  دیگر رمقی برای برخواستن هم نداشت .باور کنید این سکانس خیلی خیلی تلخ است.به قول حافظ که می فرماید:     اگر نه باده غم دل ز یاد  ما ببرد*******  نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

22

22

22

22

22

اشک بانو هن حکایت از خیلی چیزها دارد.یانگوم هم بر طبق  خواسته بانو یانگ** او را در فضای زیبا و در بالای صخر ه ای آزاد و رها می کند ....

22

22

22

تلاش بی پایان(خلاصه)

در راه یانگوم خاطرات خود از بچه گی تا به حال خود را با بانویانگ مرور می کند.بعد از رسیدن به قصر در باران شدید که شروع به آمدن کرده بود متوجه میشود که انبوهی از تربچه ها مانند کوه وجود دارد اماهیچ یک از بانوان حاظر به پاک کردن ویا حتی کمک کردن بانو چویی نبوده اند و امروز ورز است که kimchiپخته و ایجاد می شود .یانگوم علت را از خدمه قصر می پرسد و او هم در پاسخ از ارسال نکردن کارگر و کمک کننده به اینجا  می گوید. باران به شدت بر سر وصورت یانگوم می بارد.او هم قطعانه می پرسد که کسی هم از آشپز خانه نیامده ؟ درست است؟ نه حتی ازبانوان کارگر آشپز خانه هم نیامده ؟ یانگرو هم بعداز تماشای ماجرا مانند همیشه خبر ها را فوری به بانو چویی وگیوم یونگ می رساند. یانگوم در تصمیمی قاطعانه می خواهد که تمام بانوان کوچک دربار و بانوان کارگر به سرعت به اینجا بیایند کمک کنند ودر صحبتی با بانو هن  می خواهد که او موقعیت خود را فراموش نکند چون او بانوی اول دربار است  پس باید استراحت کند تا بتواند دوباره آشپز خانه را در دست بگیرد  و از هانگ که بانوی کارگر است می خواهد که بانو هن را تا  محل اقامتشان  همراهی کنند  به ین سینگ هم می گوید که باید اتفاق (مرگ) بانو هن را فراوش کند و با عجله شروع به کار کند یون سینگ  هم در پاسخ می گوید که نمی تواند اما یانگوم به او می گوید که قبل از مرگ بانو یانگ به او قول دادهام که به بانو هن کمک کنیم.و در نتیجه با کمک خدمه و بانوان بچه دربار(بانوان آینده) تمام تربچه ها پاک و تمیز می شود.

22

22

بعد از تمیز و پاک کردن تربچه ها در فردای آنروز برای پادشاه غذا درست کرده واز بانوهن می خواد که غذاها برده شود اما یانگوم از بانو هن می خواهد که ایشان خودشان برای سرو غدا هم بروند. اما بانو هن  نمی پذیرند.یانگوم برای بانو هن غذا می آورد  و به اصرار می خواهد که او غذا بخوردحتی اگر اشتها نداشته باشد در این هنگام مامورحفاظت از قصر با عجله وارد شده و از ایشان می خواهد که با او به جایی بیاید چون باراش زیاد دیشب باعث داخل شدن آب باران به انبار غذا ها شده وباید آنجا را تعمیر کنند تا قبل از اینکه آنجا خراب شود.بانو هن به یانگوم می گوید که مواد را  مقدار – مقداری خارج کنند.از طرفی هم بانوان اول نزد مسول  منشی های سلطنتی قصر جمع شده وبه او می گویند که حاضر نیستند به حرف های بانو هن گوش کنند.

22

22

22

22

مسول منشی های سلطنتی قصر از آنان می پرسد که اگر مواد که به پادشاه هدیه داده شده خراب شودو مواد دیگر هم خراب شوند حاضر به کمک  نیستید؟حتی مسول بانوان (مسول بانوان دربار) با گفتن چگونه می توانید غافل بشوید با این چنین قیمتی آنان را مورد شماتت قرار می دهد ولی با این وجود بانوان باز هم کاری مسول بانوان  دربار سعی در خراب کردن ذهن مسول منشی ها را دارد که او از قبول چنین موضوعی خوداری می کند اما انبارکاملا در هم ریخته ونامنظم شده که مسول منشی های دربار بارفتن به انبار و با توجه به خراب کاری های بانوان در آشپز خانه و خراب کردن لیست غذا ها بانو هن را مورد شماتت سخت قرار میدهد.

22

22

22

 یانگوم از بانو هن می خواهد که دوباره لیست غذا ها را ایجاد کند بانو هن هم از یانگوم می خواهد که امور دیگر رادر قصر   برعهده بگیردو بانو هن به دلیل جشن که برای همه اهمیت دارد  فکر می کند که آنان برخواهند گشت پس تصمیم به گفتگو با آنان می گیرد. بنابراین یانگوم به نزد بانوان قصر می رور وپیام برگشت آنان به دستور بانو هن را می دهد اما بانوان با دلسردی به خاطر جشن  همسرجدید پادشاه(معنی کامل=همسر صیغه ای)می پذیرند. قبل از وارد شدن بانو هن *بانوان محترم دربارهمراه با بانو ی محترم تر چویی تصمیم می گیرند* که بعداز اتمام جشن همسر جدید پادشاه همه چیز را نزد مادر شاه بازگو کنند و در ضمن بانو چویی رامامور  می کنند که به نزد  همسر جدید شاه از ناراحتی وخشم خود نسبت  به بانو هن را ابراز کنند اما بانو چویی قبول نمی کند بلکه معتقد است که است که تنها راه آنان رفتن نزد مادر شاه وگفتن همه چیز به اوست.و باید درحد علی برای همسر جدید پادشاه غذا تدارک شود و باید خودشان را به همسر جدید نشان دهند و اجازه نمایش به بانو هن را ندهند.و شروع به نقشه جدید حمله به بانو هن را می کنند

22

22

22

امید:

.بانو هن تصمیم می گیرد در غیاب بانوان سر آشپز جشن شود این موضوع را به اطلاع مسول منشی ها می رساند او از بی سابقه بودن این موضوع صحبت می کند.بانو هن می گوید که این موضوع را می داند وفقط کسری کارگر دارد. مسول منشی  ها  با کمل تعجب از وجو دوازده بانو در هر آشپز خانه  می گوید وتعجب خود را از کمبود کارگر ابراز می کند.در ادامه می گوید که این یک مهمانی بزرگ است و مقاسیه با دیگر چیز نیست.بانو هن از گوش نکردن بانوان دیگر آشپز خانه ها * از دستوراتش می گویدو مسول منشی ها این امر را توجه نکردن از دستور مادر شاه دانست ودر نتیجه قول همکاری می دهد و این موضوع راهم بررسی میکند.مسول منشی ها با رفتن به نزد مسول بانوان دربار علت سرکشی بانوان در بار را از دستورات بانو هن جویا میشود او در پاسخ از مطلع بودن مادر پادشاه از این امر می گوید ومسول منشی ها از بی اطلاع بودن(نشنیدن) کلمه ای از کسی در مورد این موضوع واز متهم ساختن بانوان تعجب می کند

22

22

22

یانگوم ودوستش شروع به تهیه وایجاد غذای مهمانی میکند وبانو چویی که پیش بردار و گیو یونگ بود از بی فایده بودن این موضوع حتی اگر برترین غذارا هم درست کنند اشار ه می کند چون تمامی بانواندر جلساتی که با بانو هن داشته اند قصد همکاری با بانو هن رانداشته (زیر نظر بانو چویی اند) و او از برادر خود می خواهد که از وزیر khum-ho  هم برای کمک به آنان استفاده کنند.افسر مین جو هم از رابطه خانواده چویی و وزیر کیوم با یک از افسران مشورت می کند.یانگوم ویون سینگ از وجود نداشتن مشکلی برای غذا ها می گوید و بانوهن هم از آنان تشکر می کند ودر همین هنگام بانو مین شتابان نزد بانو هن آمده و از پیام بانوان مبنی بر این که آنان نباید برای تبریک به همسر جدید شاه در جشن شرکت کنند می گوید بانو هن درمراجعه به اتاق بانو چویی متوجه می شود معاون بانوان اول و بانوان اول  قصد تحریم او رادر جشن دارند ومی خواند بانو هن را ماییه خنده بکنند در میان قصر!!  و...که بانو هن داخل میشود وبه آنان می گوید که در مورد او چه فکری کرده اند؟ حتی اگر همه آنها نخواهند برای قدر دانی خواهد آمد وآنها می خواهند جشن راتحریم کنند؟. این بی حرمتی کردن  است. وچرا شما نمی توانید فرق قائل بشوید بین مشکلاتتان با من و برای بانوان دیگر کار می کنید(منظور بانو چووی است) و چرا ایجاد می کنید این چنین آشوب هایی؟؟ بانو چویی با گفتن پس شما می توانید خودتات را از ما کم کنید. ؟چرا شمامی خواهید بمانید(با ما باشید )ویک خوراک از همه چیز ایجاد کنید اکنون.بانوان دیگر هم با گفتن ما غذای تو و ریاست تورا نی خواهیم و.. شروع به ناراحت کردن بانو هن کردن پس از اتمام گفت و گو آنان بانو هن باناراحتی آنجا را ترک کردند

22

22

22

22

22

در جشن هم به محض اینکه بانو هن به همسر جدید تبریک گفتند و خود را معرفی کردند(تبریک می گویم من بانو هن از آشپز خانه سلطنتی هستنم. خانم )همسر جدید پادشاه فرمردند که متشکرم شما تنها از آشپز خانه هستید بانو هن را مانند تمام بانوان ناراحت کردند.همسر جدید پادشاه طبق نقشه بانو  چویی  به پیش مادرشاه آمده . مادر شاه علت آمدن او در پرسید که مسول بانوان از حاظر نشدن بانوان آشپز خانه به نزد همسر جدید خبر داد.که مادر شاه این امر را غیر عادی دانستند و علت را جویا شدکه او از کمک نکردن به بانو هن و سهیم شدن در جشن با بانو هن خبر داد و در ادامه خواستار تجدید نظر کردن در مورد بانو هن شد این خواسته راهم وزیر کیوم هو هم که در نزد مادر شاه بودند و(به همین علت آمده بودند) خواستار شدند و مادر شاه هم قبول کردند و پذیرفتند صحبت بکنند با ملکه در مورد این موضوع.

22

22

22

22

22

 یانگوم نزد بانو هن آمده و زمان فراهم کردن میز را به بانو هن اطلاع میدهد.امابانو در پاسخ از فراهم کردن  آن به وسیله بانو هن خبر داد واز قصد رفتن نزد ملکه مادر و صحبت با او در مورد استعفا کردن (کناره گیری کردن)صحبت می کند که یانگوم مانع او می شود و از بانو هن می خواهد که کار خود را محکم کند وبه او می گوید که شما هیچ کاری انجام نمی دهید هنوز جون بانو یانگ هم همه این موضوعات را سپری کرده است .بانوهن در ادامه می گوید که نمی تواند هیچ کاری بکند .یانگوم هم این عمل رافقط بهانه می داند واز صحبت بانو هن مبنی برنگه داشتن کارو مرتبه خود به آنها می گوید وبه بانو هن می گوید که اواز شما خواست تا این کار را ادامه دهدو بانو هن  را مجاب می کند .

22

22

22

 

بانو هن نزد مادر شاه و ملکه پادشاه* رفته و  بانو هن می گوید من شهامت این گفته را دار م و از شما می خواهم که مساعدت و توجه کنید* لطفا اجازه دهید برای لغب بانوی اول مسابقه برگشت بدهم .چون بانوان دربار شکایت کردندچون من حضور نداشتم درمسابقه برگشت بنابراین دوست دارم که مسابقه بدهم.فقط زمانی که من بردم در سرارسر آشپز خانه اختیار کامل به من بدهید.

22

حتی اگر من درجه و مقام تمام بانوان دربار را کاهش بدهم و امتیاز بدهم به تلاش و زحمت بانوان کارگر را و آنان را مطیع کنم

22

22

یانگوم از شنیدن صحبت های بانو هن و بدست آوردن روحیه ی دوباره او در نزد مادر شاه بسیار خوشحال می شود

22

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 10:36 قبل از ظهر | لینک  |