خلاصه سه قسمت ۳۸ و ۳۹ به خاطر میل به قسمت ۴۰ تداعی می شود .یانگوم به دلیل بی نظمی از سوی مسولان داروخانه به محل شیوع طاعون تبعید می شود. دسیسه ای توسط یول ایی باعث می شود تا در بین طاعونیان قرنطینه شود و در این راه افسر مین جو متوجه غیبت او از گروه پزشکان می شود .به محل شیوع طاعون در هکده می رود .یانگوم را می یابد.اما تجمع مردم به قصد کشتن افسر مین جو باعث می شود تا یانگوم* گرو ی* مردم دهکده باقی بماند تا افسر مین جو دارو ی طاعون را به نزد مردم دهکده ببرد. طولانی بودن مسیر ونیودن دارو باعث می شود تا مردم صبر از کف داده و یانگوم را جهت مجازات و نیرنگ زندانی کنند.اما آتش سوزی ناگهانی در نزدیکی انبار باعث عقب افتادن مجازات یانگوم و هرج و مرج در مردم می شود.یانگوم یبچاره هم در انبار آتش گرفته حبس شده و هر لحظه منتظر آتش گرفتن انباری که در آن حبس شده بیهوش از دود آتش می باشد که افسر مین جو به هر صورتی او را در انبار پیدا می کند و ....



و ارادت با *محبت* یانگوم وافسر مین جان گو به قسم نجات و علاقه رخ می دهد.




