بعد از اینکه یانگوم خانواده چویی را از شکنجه نجات داد خانوداه چوییها در زندان دادستانی در مورد این خفت پیش آمده و چگونگی آن با هم صحبت میکنند

زندگی چوییها در دستان یانگوم :
پانسول : چطور این اتفاق افتاد
گیوم : اونها گفتن که این دستور ملکه بوده
بانو چویی : منظورت اینه که
گیوم : اون(یانگوم) چیزهای بیشتری در مورد بیماری فهمیده وقتی که
همه فکر میکردن اون توسط بازرسها مجازات شده
بانو چویی : با دستور ملکه ؟
گیوم : بله
پانسول : دارین میگین که زندگی ما الان در دست یانگومه ؟
گیوم : الان بله
ملکه همه را دور زد :
وزیر اوه هم از شنیدین خبر زنده ماندن یانگوم خیلی تعجب میکنه و عصبانی به خاطر اینکه ملکه کار ی خلافه قوانین دربار انجام داده

وزیر اوه : اون دختر هنوز زنده ست ؟
افسر پارک : بله و افسر مین گفت که این دستور ملکه بوده
من هنوز اینها را به دفتر دادستانی ندادم چون نمی دونستم
چطور این وضعیت پیش اومد
وزیر اوه : خوبه
افسر پارک : چی میتونسته پیش اومده باشه ؟
وزیر اوه : ملکه کاری خلافه تمام قوامین انجام داد ؟
افسر پارک : ما باید با خانواده بانو چوئی چه کار کنیم
وزیر اوه : ما اول باید اونها را بیاریم بیرون وقتی بیگناهیشون ثابت شد
تلاشهای بیهوده :
رییس پزشک هنوز در کتابها به دنبال بیماری شاه میگرده که با توجه به این بیماری به یک نتایجی دست میابه که بعداً مشخص میشه اونهم بی فایده بوده در همین حین خبر برگشت یانگوم مثل توپ 106 توی قصر می پیچه
بازگشت به قصر :
یانگوم به قصر برگشته و همه منتظر حرفهای اون هستند که ملکه وارد میشه و یانگوم توضیحاتی ارائه می ده

ملکه : بیماری شاه را پیدا کردی ؟
یانگوم : ما همه ی بیماران را به دقت برسی کردیم
کسانی که بیماری آنفلونزا داشتن و نشانه های آنها شبیه بیماری عالی جناب بود
اما من فهمیدم مشکل آنفلونزا نیست
ملکه : آنفلونزا نیست ؟
یانگوم : وقتی که عالی جناب آنفلونزا نداشتن ایشان بطور مکرر تورم دهان داشتن
و لکه های روی پاهاشون جراحت چرک کردن ناشی از خار(سوزن) بوده
و وقتی ایشان بخوبی طب سوزنی شدن
و اونها همه شان همان بیماری بودن
نشانه های از آنفلونزا و مشکلات پوستی کاملاً از اون بیمای بود
من دو نفر که دقیقاً همان بیماری عالی جناب را داشتن با موقعیت درمان کردم
ملکه : واقعاً تو واقعاً این کار را کردی ؟
یانگوم : بله عالیجناب
ملکه : علت چی بوده ؟
چطور ایشان این بیماری را گرفتن ؟
یانگوم : من هنوز علت را پیدا نکردم
ملکه : اسم این بیماری که باعث رنج کشیدن عالی جناب شده چیه ؟
یانگوم : من بیماری را پیدا کردم اما اسمش را پیدا نکردم
ما هم کاره ای بودیم !!! :
و رییس پزشک هم اینجا خودی نشون میده و نتیجه مطالعات چند روز اخیرش را میگه
رییس پزشک : این بیماری بهکته(معنی درستی براش پیدا نشده )
ملکه : پس شما حالا فهمیدین رییس پزشک ؟
رییس پزشک : من بعد از اینکه ایشان اغلب درد می کشیدن متوجه شدم
زمانیکه در مورد علائم بیماری عالی جناب مطالعه می کردم
من خوندم که اون میتونسته یک نتیجه داشته باشه اگه نشانه های آنفلوانزا
به تاخیر بیوفته و این بیماری بهکت نامیده می شود
ملکه : از کتاب ؟
رییس پزشک : بله اون کتاب یانگ جو کیونگ بوده که بهش جین گیو یاو ایو میگن
ملکه : پس حالا کسی نسخه ای برای درمان اون داره ؟
رییس پزشک : بله عالی جناب
ما میتونیم از داروهای لیکورایس استفاده کنیم
و از اینجا رقابت یانگوم و رییس پزشک شروع میشه
یانگوم : نه عالی جناب ما باید از داروی یونگ _دام _سا _گان استفاده بکنیم
خرد جمعی :
جلسه هم اندیشی شماره 4 :

یانگوم : این دقیقاً التهاب نیمی از کبد است
ما باید این را بعنوان ضعیف شدن کبد ببینیم
رییس پزشک : داری چی میگی ؟
ما این را باید بد کار کردن کبد و کلیه فرض کنیم
یانگوم : ایشان زیاد نوشیدنی میخورن و همینطور هم دائماً نگران
امور دربار هستند . انرژی کبدشان باعث افزایش استرس میشه
رییس پزشک : بیماریهای مکرر دقیقاً مثل سرما ، آنفلونزا ، جراحات سبب ضعیف شدن ایشان میشه
همینطور ضعیف شدن انرژیشان و این باعث تب شده
این بیماری آنفلونزا نیست!! :
یانگوم : درسته که خیلی از بیماران از انفلونزا مکرر رنج میبرن
اما اونها درد ناشی از مشکلات پوستی داشتن قبل از اینکه از نشانهای آنفلونزا درد بکشن
این ممکن نیست که در درجه اول بیماری آنفلونزا باشه
رییس پزشک : منظورت اینه که تو بیشتر از سلسله وانگ شو هی در این مورد میدونی ؟
یانگوم : نه منظورم این نیست
رییس پزشک : اگه نه پس چرا سعی میکنی اونچه که در این کتاب نوشته شده رد کنی ؟
بحث داشت به جاهای باریک کشیده میشد که افسر مین پادرمیانی می کنه و
افسر مین : رییس پزشک اون الان در مورد چنین چیزی صحبت نمی کنه
رییس پزشک : منظورتان چیه ؟
دکتر یونگ : رییس پزشک لطفاً آروم باشین
ما هم مختصری از گنجینه طلایی پزشکی خواندیم
اما این توصیف هم مختصراست
رییس پزشک : اما فقط روی این موضوع تکیه کردن مشکله
یعنی دارین میگین که شما نسبت به یانگوم بیشتر اطمینان دارین تا به وانگ شو بی یا خودم
دکتر شین : نه این اون چیزی نیست که سعی میکنه که بگه
اون داره میگه که یانگوم بیمارانی را دیده
و درمان کرده که ما قبلاً هرگز ندیدیم
ما بایستی بیشتر مراقب باشیم
رییس پزشک : حتی شما ؟ چرا شماها این کار را میکنید ؟
افسر مین : بیاید تمامش کنیم . ما باید هر چه سریعتر از عالی جناب مراقبت کنیم
ملکه درخواست کرده که تا اونجا که ممکنه سریع یک نسخه پیدا کنیم
پس ما نمیتونیم اینطور ادامه بدیم
سه تا پزشک دوباره حال عالی جناب را بررسی میکنند
و ما دوباره در این مورد بحث می کنیم
جلسه هیئت وزیران :
در دفتر وزارت خانه هیئت وزیران جلسه تشکیل داده و درباره ابعاد کار ملکه با هم بحث می کنند (البته افسر پارک و وزیر اوه و بقیه نقش پر کننده را دارند)
راوی : چون ملکه با این کار صحت کار داروخانه و در راس کار وزیر اوه را زیر سوال برده

افسر پارک : اینطور چیزی فهمیده نمیشه
چطور ایشون تونستن چنین دستور مهمی را به یک بانوی پزشک جزء(یانگوم) بدهند
بدون اینکه چیزی به شما بگن وقتی که اونجا داروخانه سلطنتیه ؟
ملکه در این مورد هیچ کاری نمیتونه بکنه . اون نمیتونه این طور دخالت بکنه
و درمان شاه با اعتماد کردن به یک بانوی پزشک جزء ؟ این تکان دهنده ست
دستور ملکه :
پزشکان قصر حال عالی جناب را بررس کرده و نتیجه را به ملکه گزارش می کنند

ملکه : رییس پزشک شما هنوز عقیده تان را تغییر نکرده ؟
رییس پزشک : نه عالی جناب . این به سادگی مشخصه که علت آنفلوانزای مکرره
این بیماری بهکته
نسخه ای که من اول دادم اشتباه نبوده
و من هم در مورداین نسخه رایج مطمئن هستم
ملکه : شما چه فکر می کنید پزشک یونگ ؟
من فکر میکنم که علت آنفلونزای مکرر نباشه
ملکه : بنابراین ؟
دکتر یونگ : این دقیقاً التهاب نیمی از کبد می باشد همانطور که یانگوم گفت
ملکه : حالا تشخیص شماها خیلی مهم شده . چه فکر می کنید ؟
دکتر شین : با دیدن نبض ایشان که فرو رفته بود
کبدشان به نظر میرسه فشار طاقت فرسایی داره و این موجب تب میشه پس
در همین لحظه هیئت وزیران جلسه را به اتاق ملکه برده و اعتراض خودشون را به ملکه اعلام می کنند

ملکه : این دفعه چی شده
وزیر اوه : نه عالی جناب سلامتی شما آینده ملت را پیش گویی میکنه
بنابراین شما چطور تونستین حرفهای یک بانوی پزشک جزء را بپذیرین . لطفاً نظرتان را بگردانید
همه وزیران : لطفاً نظرتان را برگردانید
وزیر اوه : شما با اینکار داروخانه و همچنین خودم را نادیده گرفتین وقتی
داروخانه سلطنتی میتونست همچین چیزی را از طزیق برنامه های رسمی بفهمه
بنابراین مقامات رسمی دارن در مورد انگیزه های دیگری که شما
ممکنه داشته باشین صحبت میکنند
ملکه : انگیزه های دیگه ؟
چه انگیزه ای میتونم داشته باشم
جز اینکه حال عالی جناب بهتر بشه ؟
وزیر اوه : عالی جناب برای اینکه من به اونها بخوبی گفتم
اما محققها و مقامات رسمی ممکنه به گونه ای دیگر عمل کنند
بنابراین خواهش میکنم انگیزه تان را درست کنید نسبت به راه اشتباهی که پیش گرفتین
این باید زیر نظر دارو خانه و خودم باشه
عالی جناب لطفاً ما را درک کنید
همه وزیران در تصدیق حرف نخست وزیر : عالی جناب لطفاً ما را درک کنید
ملکه : بسیار خوب . من کاری که شما و رییس پزشک بگین انجام میدم
هشدار به ملکه :
یانگوم : عالی جناب شما نمیتونید این کار را بکنید
وزیر اوه : ساکت شو .چطور جرات کردی اینطور صحبت بکنی ؟
یانگوم : عالی جناب من این کار را بطور عادی برای چنین چیزی انجام نمیدم
این در مورد سلامتی شاهه
یک نسخه نادرست میتونه بی درنگ بر سلامتی عالی جناب اثر بگذاره
اگر ما ایشان از راه درست درمان نکنیم ، ایشان از درد معده شدید غذاب خواهند کشید
و این میتونه باعث تنگی نفس منجرب به فلجی ، بشه
و حتی ... حتی
وزیر اوه : ساکت شو . چه طور می تونی در مورد سلامتی عالی جناب این طور صحبت کنی ؟
یانگوم : عالی جناب
ملکه : رییس پزشک شما از عالی جناب مراقبت کنید
توبه گرگ مرگه :
یانگرو به زندان اومده و در مورد اتفاقات رخ داه به بانو چویی خبر میده و وفاداریش را به اونها نشون میده(انگار نه انگار از یونسنگ تقاضای بخشش کرد) :

بانو چویی : پس نخست وزیر جناح راست طرف
رییس پزشک را گرفته تا به درمانش ادامه بده ؟
یانگرو : بله
بانو چویی : اون چه فکری میکنه ؟
گیوم : اما در هر صورت اون طرف یانگوم هم را نمیتونه بگیره
بانو چویی : اگه رییس پزشک اون را درمان کنه ما دیگه نمی تونیم از اینجا بیاییم بیرون
من دارم میگم این تا حدی عجیبه که اون چطور همچین کاری کرده
اگه اوضاع این طور پیش بره اون اول باید ما را آزاد بکنه
این یعنی اینکه مدرک معتبری وجود نداره که ثابت کنه که غذا مشکلی داشته
پس چرا باید ما را همچین جایی نگه دارن ؟
بهش بگو ما می خواهیم فوراً آزاد بشیم
صحت گفته های یانگوم :
شاه حالش بدتر شده و اوضاع بحرانیتر میشه و ملکه مراتب عصبانیت و نگرانی خودش را اعلام میکنه

ملکه به رییس پزشک : حرفهای یانگوم درست نبودن ؟
ایشون دل درد و مشکلات تنفسی دارند
چه کارمی خواهید بکنید ؟ چه کار ؟
جلسه مواخذه :
در همین حال ملکه افراد مسول این ماجرا را فراخوانده و به اونها دستورات لازم را میدهد
ملکه : حالا می خواهید چه کار کنید ؟
ملکه : چیزهای که یانگوم گفت درست به نظر میومند اما قواعد
و تشریفات می خواهند عالی جناب را توی همین وضع رها کنند
خرد جمعی
جلسه هم اندیشی شماره 5 :
در همین حال این جلسه با ریاست وزیر اوه بر گزار شده و یانگوم نسخه خودش را به رییس پزشک میگه

یانگوم : لطفاً از طب دام ساگن استفاده کنید
نقاط طب سوزنی دایدون _کیونو و کوانمیونگ هستند
از همه نقاط . از سیون گیوپ تا چنگجوک جانگ میونگ
دکتر یونگ: همه نقاط از سیون گیوپ تا چنگجوک جانگ میونگ ؟
وزیر اوه : چی شده ؟
دکتر شین : اینها نقاط خطر ناکی هستند
ما حتی از انجام این روش روی شهروندان هم اجتناب می کنیم
دکتر یونگ : برای این که ما به فکر روش مطمئن تری برای شاه هستیم
تو (یانگوم ) ممکن اینطور بگی چون
در مورد قوانین طب سوزنی عالی جناب واقعاً چیزی نمی دونی
پس عقیده و فکرت را تغییر بده
یانگوم : لطفاً از اون نقاط استفاده بکنید
نگرانی افسر مین :
افسر مین از این شجاعت یانگوم تعجب میکنه و نگرانی خودش را که از عمق قلب و دل مباشد به یانگوم میگه

افسر مین : بهرحال من چیزی از پزشکی نمی دونم
این صداها مثل نسخه
و درمان این مفهوم را داره که تو توی خطر میوفتی
یانگوم : چرا شما صحبت و مشورت را با دکتر یونگ و شین ادامه نمی دین ؟
من خودم در این مورد نگرانم .اما اگه بیماری به معده و اندام تنفسی گسترش پیدا کنه
پس می تونه به اون نقطه هم برسه
نسخه درمان یانگوم :
رییس پزشک طبق گفته های یانگوم شاه را سوزن باران کرده و عملیان با موفقیت انجام میشه

ابعاد کار ملکه :
و افسر مین پیش نخست وزیر جناح چپ رفته و خبر این موفقیت را به اون میده :

افسر مین : طب سوزنی با موفقیت انجام شد
وزیر دو : این باید بدون هیچ اتفاقی پیش بره اون باید خوب بشه
اگه چیزی اشتباه پیش بره اونموقع نه تنها اون بانوی پزشک
بلکه تو و من و حتی ملکه هم توی دردسر خواهیم افتاد
و تقاضاها برای متهم کردن تو برای نادیده گرفتن روش
داروخانه بر طبق دستور سری ملکه
افزایش پیدا میکنه . این قبلاً زیاد اتفاق افتاده
افسر مین : می دونم
وزیر دو :این بی احتیاطی بود
بی احتیاطی بزرگی بود
روزنه های امید :
با روش درمان یانگوم حال شاه بهتر شده و به میمنت این خبر خوش جلسه ای تشکیل میشه
پیشکار یونگ : ایشون به نظر میرسه که حالا راحت نفس میکشن
