تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - خلاصه قسمت 18

بعد از اینکه گونگ بوک زنده بودن خودش را در بازار نشون داد جانگهوا شوکه میشه و به مک بونگ دستور بررسی قضیه را میده   

 ارباب یی در حال خوشگذرونی و ماساژ خوردنه که یوم مون میاید اونجا و میگه که سرپرست گروه ارباب سول که به تبت رفته بود زنده برگشته و ارباب یی که انگار برق فشار قوی بهش وصل کردند خیلی جا می خوره و میگه مهم نیست اون چیزی در این مورد نمی دونه ولی یومون میگه که اون سربازی را که بهش رشو دادیم پیدا کرده و به فرمانداری تحویل داده وفرماندار خواستار تحقیق در این مورد شده

 

بانو جمی در حال تنظیم برنامه خود برای کودتا بر ضد ارباب یی هست و حتی برای اینکار میگه اون افسرانی که باهاشون همکاری کردن را بیارید تا باهاشون حرف بزنم چون اونها برای رهایی از این مخمصه هر کاری می کنند . بانو جمی نیز این نکته را یاد آور میشه که ارباب یی نباید بفهمه که داره از پشت خنجر میخوره چون اونها  گروه جنگجویی هستند . ممکنه با ما وارد جنگ بشن

ستاد بحران

ارباب یی که بسیار پریشان شده با گروه ضربت خودش (دزدان دریایی) جلسه اضطراری میزاره و میگه ما برای رسیدن به این موقعیت و مقام خونهای زیادی را ریختیم و سختیهای زیادی کشیدم و نباید یک دفعه همه چیز را از دست بدیم  و باید به هر طریقی شده از این بحران فرار کنیم .  و ارباب یی با حالتی آشفته از اونجا میره

آشفتگی ارباب یی

  

تعیین اهداف :

بعد از رفتن ارباب یی یومون با افرادش در این مورد صحبت میکنه و بعد از فمیدن اینکه آقای وانگ چانگ ها مسئول تحقیقات شده اهداف زیر را برای اجرا مشخص می کنه 

اول : سربازی که دستگیر شده باید در زندان کشته بشه

دوم :باید شر گونگ بوک را کم کرد

سوم : باید با  آقای وانگ مسئول تحقیقات در این زمینه صحبت بشه

  تعیین ماموریت

گونگ بوک هم به افرادش میگه وقتی ارباب سول و یی با هم برای بدست آوردن پست فرمانده ارشد کمیته رقابت داشتند ارباب یی یک ادمکش برای کشتن ارباب سول فرستاده بود و اگه مراقب نباشیم  ممکنه اوضاع بدتر بشه . ویون به گونگ میگه چرا وقتی اونها می خواستن ارباب را بکشند و بازرگان ما کشتند نمی خواهی این موضوع را به فرماندار بگی  و گونگ بوک میگه فرماندار خودش بعداً همه چیز را می فهمه و الان وقت انتقام گرفتن نیست و باید به فکر بهبود شرایط گروه باشیم  

سخرانی کاپیتان جانگ

 

در بازار سون جونگ به جانگهوا میگه که افراد ارباب یی بودند که گروه تجاری ارباب سول را در تبت قتل عام کردند و حتی سر رییس یوم مون هم سعی کرده تا گونگ بوک را بکشه و به زودی گروه ارباب سول موفق میشه که ارباب یی را از یانگزو بندازند بیرون

 رو شدن دست یوم مون

گونگ شبانه به در حجره بانو جمی میره و تا جانگهوا را ازدور ببینه که برادر جانگهوا چانگ گیوم به اونجا میاید و میگه بانو جمی می خواهد تو را ببینه . قبل از اینکه جانگهوا بره پیش بانو جمی به اون میگه که بانو جمی می خواهد کار یوم مون وارباب یی را یکسره کنه و تمام دارایی ارباب یی را کاسب بشه و اینطور ازدواج تو هم به هم می خوره و الان سرنوشت ما در دستان بانو جمی و تو نباید چیزی مخالف با او بگی و جانگهوا در ادامه این چند قسمت فقط همچین واکنشی در چهره اش نمایان میشه

گوشزد کردن نکات لازم

 شگفت جانگهوا 

در جلسه بانو جمی به جانگهوا میگه که مشکلی در کار گروه ارباب یی پیش اومده که به آینده تجاری گروه شان بستگی داره  و متاسفانه ازدواج تو بر هم می خوره . بهتر که تو هم در یانگزو نباشی و بهتره به چوزو بری و شرایط تجارت با ارباب هیوم را بررسی کنی (تجارت نخود سیاه) . بعد از جلسه جانگهوا به اتفاقات رخ داده فکر مکنه و به تصمیم یوم مون برای گشتن گونگ

 

گونگ بوگ در حال برگشتن از ملاقات با جانگهوا ست که در راه افراد ارباب یی جویایی احوالش می شوند ولی گونگ بوگ همه را ردیف می کنه

محاصر گونگ بوک

یوم مون هم با ارباب وانگ مسئول تحقیقات صحبت میکنه و دو هزار سکه و سند دو تا حجره را میزاره وسط و ارباب وانگ هم  معامله را قبول میکنه

معامله 

گونگ بوک زخمی به مقر ارباب سول بر می گرده و میگه اونها افراد ارباب یی بودن و یون میگه چرا نمی خواهی این چیزها را به فرماندار بگی و گونگ هدف اصلی را بیان میکنه ومیگه من منتظرم تا مدرکی پیدا کنم که افراد ارباب یی بودند که به چانگ هی حمله کردند وکاپیتان اون کشتی دزدان دریایی ارباب یی بوده و اینطور انتقام خودم را بگیرم

 

افراد یوم مون شب نتیجه کار را به یوم مون میدهند و رییس جانگ میگه مهارت رزمی گونگ فوقالعاده بود و افراد را درو کرد و جونگ دال هم میگه کشتن کسی توی زندان خیلی سخته و فرماندار هم زندان را عوض کرده و اونها حتی غذای او را هم بررسی می کنند . یوم مون نگران اینکه به ارباب یی چی بگه. 

نگرانی یوم مون

یوم مون به ارباب یی میگه که مسئول تحقیقات آقای وانگ است و من دو هزار سکه و سند دو تا مغازه را بهش دادم و ارباب یی هم میگه که اگه آقای چانگ مسئول تحقیقات شده این یک شانس بزرگه  از بهشت برای ما رسیده و تو هم لازم نبود همچین ولخرجی بکنی ولی خوب ما توی وضع بدی بودیم ولی حال می تونیم اوضاع در کنترل داشته باشیم

رییس موچانگ قضیه را به ارباب جو می گه و ارباب جو که انگار سند بازار یانگزو را بهش دادند خوشحال میشه و میگه این فرصت خوبیه تا با استفاده از نابودی گروه ارباب یی تجارتومن را گسترش بدیم . و ارباب جو  تصمیم می گیره خودش برای بررسی اوضاع پیش ارباب یی بره و در کم وکیف اوضاع قرار بگیره

خوشحالی ارباب یی

یوم مون هم به در حجره بانو جمی میره و سراغ جانگهوا را میگیره ولی به اون می گویند که او به دستور بانو جمی قرار به چوزو بره و این حرف چهر یوم مون در هم میره

 

 ناراحتی عمیق یوم مون

ارباب جو برای سوء استفاد به مقرر ارباب یی میاید . البته ارباب یی از قبل قضیه را میداند . ارباب جو میگه که من اومدم کمک کنم  چون تو باید یانگزو را ترک کنی و من برای خریدن حجره هایت پول خوبی بهت میدم . ارباب یی هم با خونسردی کامل میگه من چرا باید از یانگزو برم فرماندار که هیچی حتی اگه امپراطور  دستور بازرسی گروه من را بده من نمی ترسم  و قصد ترک یانگزو را ندارم چون کار خلافی انجام ندادم .ارباب جو که از این جواب خیلی ناراحته میگه باید به مقرر ارباب سول بریم وببینم چه اتفاقی افتاده

 

ارباب وانگ که مسئول تحقیقات است کار خودش را میکنه و تحقیقات به سرانجامی نمیرسه و این باعث تعجب ارباب سول میشه و میگه حتماً  یک قضیه ای در بینه و به گونگ دستور بررسی جریان را میده

 

ارباب جو هم از این وضع پیش امده ناراحته و به گونگ میگه که کدوم افسر مسئول تحقیقات است و  وقتی میفهمه که آقای وانگ مسئول تحقیقات  میگه دیگه لازم نیست منتظر نتیجه تحقیقات باشیم چون اون و ارباب یی چند سال با هم بده بستون دارند و نه تنها ارباب یی بلکه همه تجارهای بازار به او رشوه می دهند و ارباب یی هم بیشترین رشوه ها را به او می دهد

 

بانو جمی پیش ارباب یی میره و ارباب یی بهش میگه که بهتر هر چه زودتر  پیمان اتحاد گروه هامون را باهم ببندیم و برای اینکار من یک جشن ترتیب میدهم وحتی مقامات حکومتی را نیز دعوت می کنم تا قدرت و نفوذمان را به همه نشان بدیم ولی بانو جمی به طور غیر مستقیم نارضایتی خودش را اعلام میکنه و میگه اخیرآ مشکلی پیش اومده که این پیوند و اتحاد را به تاخیر می اندازه . ولی ارباب یی تاکید موکد بر انجام این اتحاد دارد (لازمه این کار ازدواج جانگهوا با یوم مون است)

 

بانو جمی از اینکه ارباب یی اینقدر راحت تونسته تحقیقات را دور بزنه خیلی ناراحته و نیو چانگ میگه اگه او بفهمه که ما از قضیه خبر داشتیم و جانگهوا را قبل از عروسی به چوزو فرستادیم ممکنه باعث سوء تفاهم بشه و بانو جمی به چانگ گیوم (برادر جانگهوا) میگه که به چوزو برو و هر طور شد جانگهوا را برگردون

 

جانگ دال در بازار در حال سرکشی است که یون و سونگ جون او را می بیند و یون تازه می فهمه که مشکلی در تحقیقات پیش اومده و به گونگ قضیه را میگه و گونگ به اون میگه که ارباب یی آقای وانگ را خریده و کاری نمیشه کرد . در همین حال چی ریانگ به اونجا میاید و میگه من آمار آقای وانگ را بدست آوردم و نقطه ضعف اون اینکه که معمولاً قمار بازی می کنه و بیشتر مواقع هم می بازه وبدهی بالا میاره و  این نکته گونگ را به فکر وا میداره

در فکر نقشه

گونگ بوک پیش ارباب جو میرود و از او می خواهد ترتیب یک شرط بندی با آقای وانگ را بدهد و ارباب جو هم قبول میکنه و با ارباب وانگ وارد قمار میشه طبق نقشه دور اول را می برد و پول ارباب وانگ که ته کشیده از صاحب اونجا ( که رییس موچانگ این نقش را به عهده گرفته ) تقاضای سه هزار تا سکه به عنوان قرض میکنه و دوباره با ارباب جو بازی می کنه و در این بین رییس موچانگ به یون وگونگ که در گوشه مهمان خانه حضور دارند خبر موفقیت بودن عملیات را می دهد

درخواست کمک

شرط بندی

رییس موچانگ به عنوان مالک مهمان خانه

همه چیز طبق نقشه پیش میره

اباب جو دور دوم را هم میبره و ارباب وانگ تقاضای سه هزارتای دیگه میکنه  ولی به او گفته میشه که دیگه نمی تونند به او پول قرض بدهند وارباب وانگ به بازی خاتمه میده ولی رییس موچانگ(به اصطلاح مالک) اونجا میگه که شما باید زودتر قرضتان را بدهید چون این قمار خانه متعلق به بانو چبی از درباره و اگه شما پول را برنگردانید من مجبورم به بانو چبی گم  وارباب وانگ بدجور قیافه اش در هم میره

چهره ناراحت ارباب وانگ

در حین بیرون رفتن ارباب وانگ گونگ بوک او را میبینه و گونگ بوک نکات لازم برای نجات او از این بحران را بهش میگه و همه چیز طبق نقشه پیش میره (بدجور یک دستی به ارباب وانگ می زنند)

دادن راه حل

سرانجام ارباب وانگ به مقرر ارباب یی میره ومیگه من می خواستم به شما کمک کنم ولی یک مدرک پیدا شده که نمیشه اون را کاری کرد و اون نقاشی لی سایکسون است .  اون در کالاهای توقیف شده بود ولی مدرکی است که میگه اون نقاشی در فروشگاهای شما معامله شده(منظور تحقیقات گونگ بوک است) که نشون میده شما فعالیتهای قاچاق داشتین و من این بار نمی تونم کاری بکنم وباید این مسئله را به فرماندار گزارش بدم و شما هم بهتر تا اتفاقی نیوفتاده یانگزو را ترک کنید و ارباب یی که بد جور شوکه میشه

آخرین کمک

شکست ارباب یی

ارباب یی به گروه ضربت  خودش اعلام اماده باش برای ترک یانگزو را میده

 

نیو چانگ این خبر را به بانو جمی میده و بانو جمی با تظاهر به بی خبری پیش ارباب یی میره

 

ارباب یی به بانو جمی قضیه را میگه و بانو جمی با ناراحت نشان دادن خود احساس همدردی خودش را به ارباب یی نشون میده و با دادن تمام پولی که داره به ارباب یی به او پیشنهاد خریدن تمام حجره های او در یانگزو را میده و ارباب یی هم میگه تنها راهی که الان برای من مونده همینه و معامله انجام میشه

ناراحتی ظاهری

معامله

ارباب یی به طرف ساحل برای فرار راه میوفته ولی یوم مون برای پیدا کردن جانگهوا صبر میکنه و دنبال او می گرده و سر انجام دستور میده که اگه من برنگشتم شما بدون من یانگزو را ترک کنید و یوم مون جانگهوا را که از در حال ورود به یانگزو است پیدا میکنه

فرار از یانگزو

دستور ترک یانگزو

جانگهوا پیدا شد

گونگ بوک و یون هم با گروه خودشون و با توجه به علم غیبشون می فهمند که یوم مون پیش جانگهوا رفته و اون جا را محاصره می کند

مبارزه شروع شده ولی تلفات گروه بالا میره و سرانجام گونگ بوک با یوم مون به تنها دوئل می کند و جانگهوا  که خیلی نگران اوضاع است

نبرد

نگرانی جانگهوا

در حین مبارزه گونگ بوک ضربه ای به کتف یوم مون میزنه و اون را زخمی میکنه و یوم مون نیز بعد از کمی مبارزه بر اسب سوار شده و فرار میکنه و گونگ بوگ جلوی تعقیب او را می گیره و نگرانی شدید الوصف جانگهوا از زخمی شدن یوم مون هم در حاشیه این اوضاع قابل توجه