جالب تر زماني است که مجله را باز مي کنيد و مي بينيد که اين مجله با طرح جلد آنچناني و عناوين فريبنده ، به زحمت به 30 صفحه هم مي رسد ، آنهم سياه و سفيد و با کمترين کيفيت کاغذ .
و بدتر از اين ، زماني است که ببينيد مطالبي که شما در وبلاگ يا سايت خود گذاشته ايد ، اين نشريه ، بدون ذکر منبع ، در صفحات مربوط به اين سريال قرار داده است .
درست است که يافتن عکس با جستجو در گوگل امکان پذير است ، اما نقد ها و مطالبي که نويسندگان وبلاگ خودشان نوشته اند را بدون ذکر حتي ( منبع : اينترنت ) ( حالا نام وبلاگ پيشکششان ) در نشريه چاپ شده است ( آنهم بدون جا انداختن حتي يک نقطه ) . اين موقع است که آدم دلش مي خواهد مجله را پاره پاره کند ...
"حالا خودمانيم اگر اين نويسنده وبلاگ به اين نشريه مراجه مي کرد که برايشان مطلب بنويسد ، مدير نشريه قبول مي کرد ؟"
البته اگر شما ، از شمار دوستان اينترنتي ( که تمام اطلاعات روزانه خودشان را از اينترنت دريافت مي کنند ) باشيد ، نياز به خريد اين نشريات نداريد . اما آن دوستاني که اينترنتي نيستند چطور ؟
اين افراد با ديدن عکس روي جلد و عنوان فريبنده ، يک مجله کم کيفيت با مطالب دزدي ، آنهم با قيمت نه چندان پايين ( براي مجله اي با اين سطح کيفي حتي 700 تومان هم خيلي زياده ) خريداري مي کنند .
فاجه زماني است که ...
فاجعه زماني است که بازديدکننده هاي وبلاگ ، بيايند و اين نشريات کذايي را بخرند ....
چه شودددددددد.....
سردبير و مدير مسئول نشريه ، به هدف خودشان رسيده اند ( هدفشان با قراردادن اين مطالب و عناوين ، تنها ، فريب خريدار بوده و بس ) و ما هم با خريد اين نشريات ، اين افراد را به دزديهاي بيشتر تشويق کرده ايم .
من که به شخصه حتي اگر عنوان اين مجلات برايم تازگي داشته باشد ، حاضر به خريدشان ( حالا به هر قيمتي که مي خواهد باشد ) نيستم . چون نمي خواهم اين افراد سودجو به هدفشان برسند .
]برنامه شب شيشه اي با حضور آقاي شجاعي مهر ( از شبکه تهران ) را به ياد داريد ؟
آقاي شجاعي مهر در مورد اين نشريات بيان کرد که : نشرياتي نياز است تا پاسخگوي بخشي از نياز هاي برخي از مردم ( من نام خاله زنکي به اين افراد مي دهم ) باشد ، مثلاً اين هنرپيشه چه ماشيني داره يا چند با طلاق گرفته و ... ( مطالبي که در زندگي ما تأثيري ندارد ) . اما فاجه زماني است که نشريات دست به دزدي از هم مي زنند ...[
حالا بايد بگوييم دزدي از مطالب اينترنتي توسط نشريات بحث جديدتري است و در اينجا وبلاگ ها و سايتهاي اينترنتي مظلوم واقع شده اند .
پس بياييد اطرافيانمان را آگاه کنيم تا براي ناکام ماندن اين افراد سودجو ، هيچ وقت اين مدل نشريات را خريداري نکنند .
(حتي اگر عنوانش جديد بود مثل سرطان گرفتن خانم لي يونگ آئه که در پست هاي بعدي در موردش صحبت مي کنيم .)
حالا اين مطالب را براي چي گفتم ؟
براي اين گفتم که چنانچه ، نشريه اي از مطالب اين وبلاگ خواست بدون کسب اجازه يا ذکر منبع ، استفاده کند ، اين مطلب را بخواند تا شايد کمي وجدانش به درد آيد .
البته بعيد به نظر مي رسه ......


