تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - قسمت 29امپراطور دریا

یوم مون با توجه به اتفاقات رخ داده دوباره رو به مشرب میاره و بساط شرب خم به پا میکنه و کار از پیاله رد میکنه در همین حال رییس جانگ میاید اونجا و از اون می خواد که تمامش کنه ولی یوم مون میکه برام مشرب بیشتری بیار

 

یوم مون : رییس جانگ یه نظر احمق میام  درونم داره می سوزه .خیلی می سوزه .مهم نیست که من چی می خورم من نمی تونم  احساس آرامش پیدا کنم  من چی می تونم بخورم من چی باید بخورم تا آتش درونم را خاموش کنه؟

 

جونگ دال هم میاید اونجا  که رییس جانگ میگه چه شده که میگه ارباب دنبال سر رییس میگرده . رییس جانگ میگه تو برو و یک کلمه هم به ارباب چیزی نمی گی

جونگ دال و دستیارش چان تیا به تحلیل کار یوم مون می پردازند و جونگ دال میگه اون احتمالا از دست جانگهوا ناراحته ولی من چند دختر که دزدیم براش میارم که چان تیاه میگه اون به هیچ زنی حتی نگاه نمیکنه (برعکس در جومانگ) جونگ دال هم میگه باید یک زن شبیه جانگهوا براش پیدا کنیم

ارباب یی در مورد یوم مون می پرسه که رییس جانگ میگه برای سرکشی رفته بیرون اربابب میگه من شنیدم که اون امروز را با مشرب گذرونده اون چش شده؟ که رییس جانگ می گه اون بعد از ملاقات با بانو جمی آشفته شده و ارباب یی کم و بیش چیزای دستگیرش میشه

نیو چانگ به بانو جمی میگه یوم مون به جانگهوا علاقه منده اون هیچ وقتی به کشتیهای اون حمله نمی کنه.بانو جمی میگه تو میدونی حسادت یک مرد چقدر میتونه زشت باشه . من اگه از یوم مون استفاده کنم می تونم از شر جانگهوا و گونگ بوک خلاص بشم بدون اینکه دستهای خودم را آلوده کنم . این جنگ جالبی میشه. و به نیو چانگ دستور تحقیق در مورد حمایت کننده جانگهوا میده(لرد کیم)

رییس هان در مورد تاخیر در مورد رساندن کالا میگه و رییس موچانگ میگه کشتی شما فرسوده و قدیمه و آسیب دیده وفکر نکم توی این سفر دوام بیاره رییس هان میکه ماه هنور پایگاهی در موجینجو نداریم و هنوز تعمییر کار کشتی هم نداریم که گونگ بوک مسئولیت تعمییر کشتیها هم بر عهده می گیره

 

پروسه بلند مدت جانگهوا

در راه برگشت به مقرر گونگ بوک می بینه که اون جا دخترهای کوچک مثل مقرر بانو جمی آموزش داده می شند که یون میگه حتماً اونها را آموزش میدن  تا به عنوان خدمتکار به پایتخت بفرسیتن که رییس هان میگه اونها کودکانی هستند که والدینشون را از دست دادند و ارباب ما از اونها نگهداری میکنه و آموزش چینی به اونها میده تا در آاینده تاجر بشند

جانگهوا در حال آموزش دادن تاجران آینده است ک بهشون چینی یاد میده و بعد از مرخص کردن بچه ها به یاد گذشته خودش میوفته (البته هدف ازآاموزش در اون موقع تربیت برای خدمتکار شدن اشراف بود)

در همین حال رییس هان خبر میاره که یک بازرگان چینی برای ملاقات با اون اومده. تاجره میگه ما فهمیدم که شما برای تهیه کالا از چین مشکل دارید ما این کالا ها را برای شما تامین می کنیم وجانگهوا میگه این یعنی قاچاق و ما کار غیر قانونی نمی کنیم . و فرستاده نامه سرپرستوشن را به جانگهوا میده و میگه اگه می خواهی بانو جمی را شکست بدی باید با سرپرست ما ملاقات کنی

 

جانگهوا فکرهاش میکنه و به بندر میره(دوک جین)

جانگهوا داخل میره به مراقبش میگه تو بیرون باش(مثلاً می خواد از جانگهوا در برابر یوم مون دفاع کنه)

 

جانگهوا داخل اتاق میره و یوم مون را می بینه:

 

یوم مون : زمان زیادی گذشته .من درخواست معامله را مطرح کردم چون ترسیدم اگه بفهمی منم نیایی .

جانگهوا : آرامش و رفاه شما وزنه ای بود که روی قلب من سنگینی می کرد .خوشحالم که شما خوب شدین

یوم مون : تو هم خیلی تغییر کردی. تو قبلاً یک معامله و کار بزرگ راه انداختی که به حد کافی بانو جمی را تهدید میکنه؟

جانگهوا : شنیدیم که شما پیشنهاد قاچاق را دادین و من اگه پیشنهاد شما را قبول کنم می تونم یک منبع پایدار تهیه کالا از چین داشته باشم .اما من قبول نمی کنم . من به روش خودم کار می کنم حتی اگه زیاد زمان ببره

یوم مون: من شنیدم که گونگ بوک به شیلا برگشته و شما مسئولیت حفاظت از کشتیهاتون را به اون واگذار کردین .تو تمام این مدت با اون رابطه و تماس داشتی؟

جانگهوا : من تمام روابط گذشته ام را دور ریختم (آهنگ سکانس جانگهوا) . من برای خداحافظی اومده بودم که انجام شد

جانگهوا بلند میشه که بره:

یوم مون : تو میدونی که من چطور زنده موندم  و این سالها را گذروندم؟. در واقعا من نتونستم که از تو حمایت کنم  ومن از این گناه عذاب می کشم

یوم مون : حالا که میدونم زنده ای نمی تونم بزارم که بری 

جانگهوا : خواهش میکنم دیگه نذار من به تو صدمه بزنم .تو باید من را فراموش کنی

جانگهوا: (آهنگ سکانس بین یوم مون وجانگهوا) می دونم که من چطور زنده موندم و این سالها را گذروندم؟

دزدها من را توی بندر یو سان گرفتند و به عنوان برده به چانگ ان بردند و به یک فاحشه خونه فروختند . من در ناامیدی سعی کردم که خودم را بکشم .اما من به لطف یک مرد شیلایی (لرد کیم) نجات پیدا کردم .من راهم را مشخص کردم و نمی تونم به تو خدمت کنم

 

یوم مون : راه تو اینه که برای راحتی زندگیت بری زیر سایه گونگ بوک  ؟

جانگهوا: من یک تاجرم و با کسانی که شرکیم هستند و برای من ارزش قائل هستند داد و ستد می کنم

من الان میرم

یوم مون : بانو ی من ....

جانگهوا میره

 

 کلیپ مربوطه

کلیپ مربوطه _مدیا فایر

کلیپ با حجم کمتر

 کلیپ کیفیت اصلی ـ مگاآپلود 20مگ  

افراد که برای ماموریت جدید (محافظت از  کشتی جانگهوا) انتخاب میشند و آموزش می بیند و کسانی هستند که دریا زده نمی شه و کاپیتان جانگ و هاجین هم که حالشون خوب شده  این افراد را آموزش میدند .

گونگ بوک سر به کشتی سازی میزنه و رییس موچانگ میگه کشتی جنگی آماده برای آبگیریه و ما یک کشتی دیگه هم نیاز داریم.گونگ بوک میگم من خودم کشتی را امتحان می کنم آماده بشین.کشتی مذکور مورد آزمایش قرار می گیره وگونگ بوک هنر خودش در طراحی کشتی را نشون میده کشتی بسیار سبک ساخته شده

هنگام برگشت به مقرر  هاجین میگه که ما یک جاسوس گرفتیم که همراهش نقشه تمام راهی منتهی به چانگهی راه اصلی ما بوده . جاسوس را پیش گونگ میارند ولی دهنش قرصه

بعد از باز جویی در این مورد صحبت میشه که حالا اونها با این اطلاعات قصد حمله به ما را دارند اونها می دونند که ما قرار چه کار کنیم و اگه به چانگهی حمله کنند تمام برنامه با شکست مواجه میشه که گونگ بوک میگه هدف اونها چانگهی نیست بلکه اون کشتی تجاریه .من در مورد محافظت از چانگهی با دولت صحبت می کنم باید به فکر مراقبت از کشتی باشیم

جانگهوا هم به چانگهی میره .(محل اقامت گونگ بوک) و به بازار سر می زنه که هاجین او را می بینه و به نظرش آشنا میاد

و به یون قضیه را میگه و یون میگه خیالاتی شدی اون چون اون اگه می دونست که ما اینجا هستیم حتما برای دیدن گونگ بوک میومد .و یون به هاجین میگه تو به این ماموریت نمی آیی و پیش چی ریانگ می مونی چون دوست ندارم دوباره زخمی بشه که هاجین ناراحت میشه و میگه تو نمی تونی جلوی من را بگیری .

هاجین میاید که بره که یون میگه تو  چرا اینقدر لجبازی و هاجین هم قضیه انتقام را میگه و از این حرفها  و یون میگه باشه ولی تو باید در تمام طول ماموریت جلو چشمم باشی

جانگهوا پیش لرد کیم که به تازگی به چانگهی اومده میره و در مورد چانگهی میپرسه که لرد کیم  که خیلی از اینجا خوش اومده که به جانگهوا میگه شنیدیم که مسولیت حفاظت کشتیها را به فرمانده جانگ دادی چطور او را ندیدی این کار را کردی که جانگهوا میگه اون بهترین فرده و من ندیده بهش اعتماد دارم

 

یوم مون در مورد مسیر کشتی تجاری میگه که ارباب یی می پرسه که کجا می خواهی به اونها حمله کنی که یوم مون  میگه من توی خشکی به اونها حمله می کنم نه توی دریا .چون گونگ برای حمله توی دریا آمادگی کامل داره  اول ما وقتی که کشتی اونها از آبهای سادانگ عبور کرد بهشون حمله می کنیم تا اونها را به سمت ساحل بکشونیم واونوقت از طریق دریا و زمین به اونها حمله می کنیم  . رییس جانگ میگه اما افراد اون  حتی در مبارزه زمینی هم مهارت بالایی دارند . یوم مون میگه درسته ولی این تنها شانس ماست که ا شر گونگ بوک خلاص بشیم و بر گروه سول پیانگ غلیه کنیم .من شخصاً مسولیت آموزش و انتخاب افراد را به عهده می گیرم.که ارباب یی هم اجازه را صادر می کنه

و کشتی یوم مون هم  به سمت گروه دزدان دریایی یومچا راه میوفته

یوم مون به جزیره گروه مذکور میره و کمی در مورد جنگ حرف میزنه و آموزش افراد را شروع میشه . آموزش به این صورت که باید با شنا در دریا خودشون را به ساحل برسونند البته با اعمال شاغه که اگه حواسشون نباشه زنده به ساحل نمی رسند و بعد از رسیدن به ساحل باید زود خودشون را به پرچمها برسوند که 4 نفر انتخاب میشند و