تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - قسمت دوم هونگ گیل دونگ_ پارت دوم

 

هونگ گیل کناره رود خونه دراز کشیده که هوی نوک میاید اونجا و میگه من دارم میرم که هونگ گیل محلی نمیزاره هوی نوک میگه خوب من متاسفم که نشد چینی یادت بدم ولی تو خیلی باهوشی زود یاد میگیری هونگ گیل میگه خوب معلومه مگه من مثل تو خنگم . هوی نوگ هم کمی لفظ چینی پدر و برادر را به هونگ گیل میگه و میگه تو چون خانوادت اشرافی هستند ممکنه بیایند اونجا اونوقت میتونی این را بهشون بگی که هونگ گیل میگه چیه میخواهی من را عصبانی کنی هوی نوک هم میگه نه من میخواستم جبران کنم هونگ گیل هم میگه برو بابا ولمون کن برو به کارت برس همسر

هوی نوک هم برای اینکه از دل هونگ گیل دربیار بساط پهن میکنه و نی را بر میداره و میره توی حس . پدر بزرگ هوی نوک هم از دور صدای نی را می شنوه و میگه صدای قشنگی داره ولی فکر نکنم هونگ گیل خوشش بیاد

 

هوی نوگ هم میره توی خیال

بمبئی ، کلکته سوار شین بریم

هونگ گیل هم بی خبر از کار هوی نوک چشماش را باز میکنه و مار دو قدمی که میبینه میترسه و ماره را میگره میکشه و پرتش میکنه دور  و به هوی نوک میگه تو را که گاز نگرفت؟

هوی نوک که شوکه شده دیگه از دست هونگ گیل منفجر میشه و فریادش به اسمون میره

هوی نوک دنبال هونگ گیل میزاره و هونگ گیل میگه من تابحال چیزی در این مورد نمیدونستم  که هوی نوک میگه من مارم را میخوام

 

هوی نوک به هونگ گیل نمیرسه نی را به سمت هونگ گیل پرت میکنه که هونگ گیل با یک حرکت استادنه و حرفه ای جا خالی میده و فرار میکنه

 

 

 

 کلیپ مربوطه

 

هونگ گیل پیش رفیقش فروشند هوانگ میره و در این مورد سوال میکنه که فروشنده کیم در مورد رقص مار با نی براش توضیح میده . و میگه هوا الان خوبه و فردا کشتی به سمت چین میره

 

هوی نوک که برای اون مار خیلی هزینه کرده بود برشکست میشه و با پدر بزرگ دوبار دعواش میشه که پدر بزرگش میگه من از اول هم میدونستم که اون همه پول را حروم میکنی الان وقت دعوا نیست که هوی نوک هم میگه اره باید بریم سراغ هونگ گیل و واداردش کنیم که خسارت مارمون را بده .پدر بزرگش میگه فاید نداره حالا که اون جیم زده باید بری سراغ اون سیاه پوشه (چانگهیا)

چی سو برای شازده خبر میاره که هوی نوک توی کازینو بوده و چانگهیا میگه بریم بازار دنبالش

هوی نوک هم میره توی بازار دنبال هونگ گیل البته حواسش هست که دیگه با چانگها برخوردی نداشته باشه وقتی پیداش نمیکنه اینطور عصبانی میشه و میره غذا بخوره و وقتی میبنه پولهاش داره ته میکشه بدتر حرص میخوره