قسمت 20 از قسمت های زیبای سریال محسوب میشود .پیشنهاد می کنم که حتما این قسمت رو تماشا کنید .اما یانگوم سرکه خرمالو را می یابد. اما در این فکر است که چه کسی می تواند بهترین دوست مادرش در قصر باشد ؟



بانو چویی باز هم از بردار خود کمک می گیردو بانو چویی به برادر خود در ادامه می گوید که بهترین چیزها((موادغذایی مورد نیاز )) برای غدایی که او خواهد پخت را آماده کند حتی اگر به دور دستها جهت تهیه مواد برود چون وی قصد درست کردن برترین غدایی که در قصر پخته وایجاد شده را دارد .
از طرفی گیوم یونگ از یک ایده جوب با بانو چویی برادر او صحبت می کند .


برادر بانو چویی با همکاری نگهبان دربار که با یانگ رو هم نسبتی دارد قصد دارند بدون اشتباه به دزدی ها و کارهای خلاف خود ادامه دهند واز او می خواهد که به کمک یانگ رودر اطراف یانگوم وبانو هن جاسوسی کند وطی نقشه ای زیرکانه در شب هنگام که بانو هن و یانگوم غذای خود را آماده می کنند و جهت استراحت به تاقشان می روند به آشپز خانه محل کار آنها به طور مخفاینه رفته و همه ی غذا ها و حتی آشپز خانه محل پخت غذای آنها را از هم بپاشاندو خراب کند.



یانگ رو هم درشب مانده به مسابقه به وسیله مرغ های درون قصر این عمل را انجام می دهد. یون سینگ دوست یانگوم شبانه او بانو هن را از این عمل خرابکارانه مطلع می کند وبه آنان می گوید که فکر می کند که یانگرو این عمل را انجام داده اما یانگرو زودتر برگشته وخود را به خواب زده است.


اما خبری بدی که متواجه آنان است این که یانگوم متوجه می شود که کرم صد پا قارچ ها که برای خریدن آنا سفارش داده بود هم از بین رفته است مرغ های محترم زحمت ته مانده ی آنها را جهت تناول کشیده اند.



بانو هن تصمیم می گیرد که شبانه به وسیله جواز خروج خارج شود و تا قبل از صبح این مواد را پیداکند و باخود بیاورد


از یانگوم ویون سینگ هم می خواهد که از همین الان شروع به پخت و تدارک غذا کنند تا ایشان قبل از ساعت 8 برگردد وتا ساعت 10 هم غذا را آماده نزد مادر پادشاه و خانواده پادشاه جهت تولد مادر پادشاه ببرند.یانگرو((بی معرفت)) هم خبر را به گوش نگهبان دربار میرساند و می گویید که بانو هن جهت تهیه مواد به بیرون از قصر رفته اند . از طرفی یانگوم و یونسینگ هم تصمیم می گیرند کهتا خود صبح شروع به تدارک و پختن غذاها بکنند تا غذای اصلی را هنگام رسیدن بانو هن پخت کنند.




بانو هن با شتاب از قصر خار ج شده و در شب هنگام به سراغ فردی نابینا بودو که یکی از مواد غذایی را به فروش میرساند رفته و از او خواست که بهترین ماهی برای ایشان بیاورد.که فروشنده نابینا به بانو هن می گوید که صبح زود ماهیان داریایی(خرچنگ و ماهی تازه و ...) تازه و بهتری دارد و در صبح زود خودش به قصر مراجعه کرده و ماهی را به بانو هن تحویل می دهد.







